عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )
166
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )
آمد و با خود در كشمكش و حيرت بودم هر راهى را كه براى رفع ترديد پيش مىگرفتم درها را به روى خود بسته ميديدم ، كتابهاى فلسفى را مىخواندم شايد در آنها راه حلى پيدا كنم اشكالات من بيشتر ميشد . از استادان مذهبى و علوم طبيعى مىپرسيدم در پاسخ سخن صريحى نمىشنيدم آنان مرا در تاريكى بيشتر درمىافكندند . مادربزرگهايم در قصههايشان مرا مانند يك كودك در نظر مىگرفتند و تو با اين آيات شريف قرآن مرا نجات دادى و عقل و انديشهام را روشن ساختى . مشكلات و اسرار هستى را براى من آشكار كردى و مرا به خدا كه هستى از او پيدا شده است هدايت نمودى اينك دلم قرار و آرام گرفت . توفيق هدايت در اين وادى حيرت ، مخصوص خداست ، و راهنمايى و ارشاد مخصوص تست . پدرش گفت : فرزند ، شادمانم ساختى . بدان اين آياتى كه براى تو خواندم و صدها نظير آن در كتاب خداوند موجود است اين آيات ارواح آسمانيند و نازل شدهاند تا دلهاى مرده را به ايمان زنده گردانند . هر كسى دل به اين سخنان داد ، خدا به خرد او هدايت و روشنايى مىبخشد . در اين آيات تمام حقايق علمى و انديشههاى فلسفى نهفته است مرد دانشمند آنها را ميخواند و از آن باسرار هستى پى مىبرد و مردم عادى با خواندن آنها تسكين ميابند . قرآن تنها كتابى است كه حق است ، و ساير چيزها باطل است . هر كس حقيقت را در خارج از آن جستجو كند گمراه شده است . « وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ . « 1 » پس عثمان گفت . درست است پدر ، كلام خداوند در دل تاثير شگفتى ميگذارد و در آدمى تقوى و عزت ايجاد مىكند .
--> ( 1 ) - او كتاب گرامى است كه باطل از هيچ سوى او راه ندارد از طرف خداوند حكيم و ستوده نازل شده است . فصلت 42